تبلیغات
زیرباران باید رفت - گم شدم....

زیرباران باید رفت

سلام دوست عزیز، ممنون که بهم سر زدی و امیدوارم لحظات خوبی رو داشته باشی

گم شدم....

امروز صب خواستم زندگی رو شیرین شروع کنم وشیرین هم به شب برسم ولی نتونستم.



از بعضی آدما که خودشونو مومن میدونن و هر ظلمی میکنن بدم میاد



 خداااااا من خیلی وقته گم شدم و پیدا نشدم .




خیلی وقته توی این دنیا 


تو حاشیه  هاش ، زندگیش ، خوشیش ، غم هاش ، آدم هاش  و از همه بیشتر



 تو غم و غصه اش و از همه مهمتر تو دیوارهاش گم شدم . 



گاهی توهم پیدا شدن دارم اما اونم از شدت گم گشتگیه .



دیگه توان حرکت ندارم .

 بهتر بگم ، حرکت می کنم اما چشم که بازمی کنم می بینم سر جای قبلیم


 هستم . انگار دارم درجا می زنم .


حالا ترسم ازینه نکنه خوردم زمین !؟ نکنه تو دنیا گیر کردم و خودم نمی فهمم اما به تنها نتیجه ای که


 گاها می رسم اینه که آخه من دنیایی ندارم که توش گیر کنم .



دنیای من اونقدر محدود و کوچیکه که شاید نشه اسمش رو گذاشت دنیا ، یه جور قفس.



دنیای من اونقدر کوچیک و کوچیکتر شده که از هر طرفش که برم می خورم به دیوار .



الان تمام وجودم زخمی شده ...



دیگه از درد این زخم ها ، شب و روزم شده گریه ...



دیگه یه نقطه ی سالم تو وجودم نیست ...



دنیای بی آسمون نمی خوام ، دنیای من هر چهار طرفش دیواره .



دلم آسمون می خواد ...



گاهی به خودم می گم ببین تو چقدر کوچیکی که توی همین دنیای چهار دیواری و محدودت گم شدی ...



خب بزرگ شو دیگه ،‏از دنیات بزرگتر شو تا اذیت نشی ، تا اذیتت نکنند .



اما .....









[ سه شنبه 22 مرداد 1392 ] [ 07:04 ق.ظ ] [ سجاد حسینی پور ]

[ نظرات() ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه